صفحه اول آرشیو مطالب پست الكترونیك تماس با ما "
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات التماس دعا...خدایا شکر به درگاه پر از مهربونیت

انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مرکز قم
 

گرایش پژوهشگری علوم اجتماعی
در حال حاضر پژوهش‌های اجتماعی رواج و گسترش پیدا کرده است و نه تنها بخش‌های دولتی موظف به انجام تحقیقات اجتماعی هستند بلکه بخش‌های خصوصی نیز به تحقیقات اجتماعی روی آورده‌اند. به همین دلیل به جرأت می‌توان گفت که امروزه یک دانشجوی باسواد این گرایش که دارای مهارت پژوهشی باشد، هرگز مشکل اشتغال نخواهد داشت.
فارغ‌التحصیل این رشته با توجه به بینش و دانش اجتماعی که در طول تحصیل کسب می‌کند و همچنین توانایی‌هایی که در خصوص امر پژوهش و تحقیق بدست می‌آورد، می‌تواند تقریباً در همه ارگان‌ها و سازمان‌های دولتی و غیر دولتی فعالیت کند.
از جمله نهاد ریاست جمهوری، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، مرکز آمار ایران، سازمان تأمین اجتماعی، وزارت کار و امور اجتماعی، وزارت کشور، نیروی انتظامی، صدا‌و‌سیما، شهرداری‌ها، فرمانداری‌ها، سازمان زندان‌ها و بسیاری سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی و غیر دولتی.
زمینه فعالیت دیگری که برای فارغ‌التحصیل این رشته وجود دارد اینست که می‌تواند به صورت خصوصی و گروهی به امر پژوهش و تحقیق بپردارد و با توجه به نیاز مبرم کشور و افزایش طرح‌های پژوهشی و تحقیقی در همه زمینه‌ها، فرصت‌های شغلی فارغ‌التحصیلان این رشته بسیار زیاد شده است.

-
گرایش برنامه‌ریزی اجتماعی
فارغ‌التحصیلان این گرایش دیدگاه‌های خوبی در زمینه مسائل شهری و روستایی، حمل‌و‌نقل، برنامه‌ریزی اجتماعی- اقتصادی با بعد اجتماعی پیدا می‌کنند و می‌توانند در سه بخش دولتی، عمومی و خصوصی فعالیت نمایند. که در بخش دولتی در سازمان‌های برنامه‌و‌بودجه، وزارت کشور، فرمانداری‌ها و در اکثر اداره‌های دولتی می‌توانند مشغول به کار شوند و در سایر بخش‌های عمومی شهرداری‌ها، مؤسسه‌های مختلفی از قبیل بنیاد شهید، کمیته امداد امام خمینی ره، سازمان بهزیستی و مؤسسه‌های رفاهی مکانهای مناسبی برای اشتغال هستند. فارغ‌التحصیلان می‌توانند به صورت کارشناسان مستقل تحقیقات شهری، روستایی و منطقه ای نیز فعالیت کنند.

-
گرایش تعاون و رفاه اجتماعی
فارغ‌التحصیلان این گرایش می‌توانند در شاخه‌ها و واحد‌های مختلف وزارتخانه تعاون کار کنند. همچنین می‌توانند در تعاونی‌های شرکت‌ها و وزارتخانه‌های مختلف اعم از تعاونی‌های تولیدی، مصرف و مسکن به عنوان مدیر و برنامه‌ریز مشغول به کار شوند. با این که فارغ‌التحصیلان این گرایش می‌توانند در بسیاری از وزارتخانه‌ها و شرکت‌های خصوصی و دولتی مفید باشند.

-
گرایش مردم‌شناسی
مردم‌شناسی زیر‌بنای بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی است و این به معنای آن است که زمینه‌های شغلی
متنوعی برای فارغ‌التحصیلان این گرایش وجود دارد و اکثر وزارتخانه‌ها به فارغ‌التحصیلان آن نیازمند‌ند. زیرا باید بخش تحقیقات مردم‌شناسی بسیار گسترده‌ای داشته باشند. البته برخی از وزارتخانه‌ها مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، جهاد کشاورزی، وزارت کشور و وزارت نیرو در حال حاضر نیز دارای چنین بخشی هستند و فارغ‌التحصیلان این رشته را جذب می‌کنند. همچنین فارغ‌التحصیلان این رشته می‌تواند به مطالعه و تحقیق آزاد روی آورده و نتیجه تحقیقات خویش را به صورت کتاب منتشر سازد. چون امروزه کتبی که در زمینه مردم‌شناسی چاپ می‌شود، بازار بسیار خوبی دارد



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 آذر 1391 توسط خانم شمس
عمیق ترین کلمه "عشق" است ... به آن ارج بنه.

بی رحم ترین کلمه "تنفر" است ... از بین ببرش.

سرکش ترین کلمه "هوس" است ... بآ آن بازی نکن.

خود خواهانه ترین کلمه "من" است ... از ان حذر کن.

ناپایدارترین کلمه "خشم" است ... ان را فرو ببر.

بازدارترین کلمه "ترس" است ... با آن مقابله کن.

با نشاط ترین کلمه "کار" است ... به آن بپرداز.

سازنده ترین کلمه "صبر" است ... برای داشتنش دعا کن.

روشن ترین کلمه "امید" است ... به آن امیدوار باش.

ضعیف ترین کلمه "حسرت" است ... آن را نخور.

تواناترین کلمه "دانش" است ... آن را فراگیر.

محکم ترین کلمه "پشتکار" است ... آن را داشته باش.

سمی ترین کلمه "غرور" است ... بشکنش.

سست ترین کلمه "شانس" است ... به امید آن نباش.

شایع ترین کلمه "شهرت" است ... دنبالش نرو.

لطیف ترین کلمه "لبخند" است ... آن را حفظ کن.

حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت" است ... از آن فاصله بگیر.

ضروری ترین کلمه "تفاهم" است ... آن را ایجاد کن.

سالم ترین کلمه "سلامتی" است ... به آن اهمیت بده.

بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی" است ... مراقب آن باش.

دوستانه ترین کلمه "رفاقت" است ... از آن سوءاستفاده نکن.

زیباترین کلمه "راستی" است ... با ان روراست باش.

زشت ترین کلمه "دورویی" است ... یک رنگ باش.

موقرترین کلمه "احترام" است ... برایش ارزش قایل شو.

آرام ترین کلمه "آرامش" است ... به آن برس.

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است ... حواست را جمع کن.

سخت ترین کلمه "غیرممکن" است ... وجود ندارد.

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است ... مواظب پلهای پشت سرت باش.

تاریک ترین کلمه "نادانی" است ... آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترین کلمه "اضطراب" است ... آن را نادیده بگیر.

صبورترین کلمه "انتظار" است ... منتظرش باش.

بی ارزش ترین کلمه "انتقام" است ... بگذاروبگذر.

ارزشمندترین کلمه "بخشش" است ... سعی خود را بکن.

تنهاترین کلمه "گوشه گیری" است ... بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.

محرک ترین کلمه "هدفمندی" است ... زندگی بدون هدف روی آب است.

و هدفمندترین کلمه "موفقیت" است ... پس پیش به سوی آن



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 آبان 1391 توسط خانم شمس

امام خامنه ای:
                       دانشجو باید قدرت تحلیل سیاسی داشته باشد تا جبهه بندی های دنیا را بشناسد ؛ اگر
                       شما تلاش سیاسی، کار سیاسی و مطالعه و مباحثه سیاسی نداشته باشید این توانایی را                        پیدا نمی کنید.  
                      
                       به اطلاع دانشجویان عزیز و افسران جنگ نرم میرسانیم که طرح بصیرتی شهید دیالمه از فردا                        چهارشنبه 10 ساعت 14:30 آبان آغاز میگردد.
                       سخنرانان دکتر ابوطالبی و دکتر یامین پور( مجری سابق برنامه دیروز، امروز،فردا)                                مکان:دانشگاه پیام نور، مرکز 3، سالن دفاع.
                       جهت شرکت در این طرح و در سیر مطالعاتی به بسیج دانشگاه مراجعه و ثبت نام نمایید.  







طبقه بندی: خبرهایی از پیام نور،  خبرها، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 آبان 1391 توسط خانم شمس

رییس اداره حمایت و پشتیبانی دانشجویی سازمان امور دانشجویان از آغاز ثبت‌نام بیست و یکمین دوره انتخاب دانشجویان نمونه کشور از تاریخ 20 مهرماه خبر داد.

حمید رضایی در گفت‌و‌گو با خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با بیان اینكه درصدد هستیم كه این مراسم همزمان با روز دانشجو در تاریخ 16 آذر ماه برگزار شود، گفت: براین اساس 80 نفر به عنوان دانشجوی نمونه انتخاب خواهند شد كه 50 نفر آن مربوط به دانشجویان دانشگاه‌های زیرمجموعه وزارت علوم و 30 نفر مربوط به دانشگاه‌های زیرمجموعه وزارت بهداشت است.

به گفته وی، دانشجویان می‌توانند با مراجعه به سایت سازمان امور دانشجویان به نشانی http://www.saorg.ir و یا از طریق سامانه خدمات آموزشی کشور به نشانی http://91.99.101.134 اطلاعات بیشتر را كسب نمایند.

براساس این گزارش، دانشجویانی كه حداقل یك نیمسال تحصیلی را با معدل كل در هر یك از مقاطع كاردانی، كارشناسی ناپیوسته وكارشناسی پیوسته(16) ، كارشناسی‌ارشد (17) ، دكترای حرفه‌ای (16) و دكتری تخصصی(17)و دكتری تخصصی بالینی (15) گذرانده باشند می‌توانند در این رقابت شركت كنند.

خاطرنشان می‌شود، هر دانشجو در هر مقطع یك بار می تواند بعنوان دانشجوی نمونه كشوری انتخاب شود.






طبقه بندی: آیین‏نامه های دانشجویی،  دانشجویی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مهر 1391 توسط خانم شمس
این روزها خیلی از دوستان مشغول نوشتن و تدوین پایان نامه هستند، بنابراین تصمیم گرفتیم هرآنچه که یک پایان نامه ی کامل و جامع باید داشته باشد را در این نوشتار به طور مختصر بیاوریم.

فصل اول- موضوع: تحدید، تعیین قلمرو زمانی و مکانی مسئله

فصل دوم-کلیات: الف- بیان مسئله، تعریف موضوع، تشریح موضوع
                          ب- ضرورت و اهمیت انتخاب موضوع
                          ج- اهداف تحقیق

فصل سوم- چهارچوب نظری: الف- فرضیه یا فرضیات
                                            ب- سؤالات تحقیق
                                            ج- پیشینه تحقیق
                                            د- نظریه ها و تئوری های تحقیق

فصل چهارم- روش شناسی: الف- روش تحقیق
                                            ب- روش نمونه گیری
                                            ج- روش تعیین حجم نمونه
                                            د- جامعه آمار
                                            ه- حجم نمونه

فصل پنجم- یافته های تحقیق: الف-آمار توصیفی
                                              ب- آمار استنباطی

فصل ششم- نتیجه گیری:الف- راه حل
                                       ب- پیشنهاد
                                       ج- فهرست منابع
                                       د- پرسشنامه

نوشته شده بر اساس فصل بندی استاد شعبانیان
موفق و پایدار باشید.
















طبقه بندی: مطالب درسی,تخصصی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 مهر 1391 توسط خانم شمس

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد! مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!  هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود! عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند! چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد! گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه  بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
 
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند! افغانستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید! اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد! انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند! 

ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند!  عاشق عبارت آ« خسته نباشیدآ» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته(پر ریخته) جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! وبلاگ می نویسد! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است.





طبقه بندی: طنز، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 مهر 1391 توسط خانم شمس

آغاز ثبت نام انتخابات انجمن های علمی

 

ثبت نام انتخابات انجمن های علمی دانشگاه شروع شد...

زمان ثبت نام فقط از تاریخ 27 شهریور ماه تا تاریخ 7 مهرماه می باشد و زمان قابل تمدید نمی باشد ...

علاقمندان جهت دریافت فرم ثبت نام، به مدیریت فرهنگی مراجعه کنید... (مراجعه فقط حضوری)

با تشکر





طبقه بندی: خبرها، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 شهریور 1391 توسط خانم شمس
در مسأله‏ ى زن از دنیا طلبکاریم؛ ما مدعى دنیائیم. حالا مؤسسات وابسته به سازمان ملل یا غیر آنها یا فلان مجموعه‏ ى روزنامه ‏نگار بیایند به اسم حقوق بشر، موضوع حجاب و بعضى از این قبیل چیزها را زیر سؤال بكشند و اظهار طلبکارى كنند، این واقعیت قضیه را عوض نمیكند. ما از دنیا طلبکاریم. دنیا كه عرض میكنم، یعنى دنیاى غرب. ما هستیم كه به دنیا خطاب میكنیم و میگوئیم: شما به بشریت عموماً و به زن خصوصاً خیانت كرده‏ اید؛ با كشاندن زن و مرد به وادى ابتلائات جنسى و برافروختن و دامن زدن به آتش زیاده‏ روى‏هاى جنسىِ بیقانونی و بینظمی در جامعه، با آوردن زن به شكل متبرج به وسط میدان. معلوم است كه زن، آن بخش زیباى آفرینش بشر است. این بخش زیبا به طور طبیعى با اندكى در پرده بودن همراه است؛ این خاصیت این بخش زیبا و لطیف وجود انسانى است. این پرده را دریدن و آنچه را كه باید با نظم و قانون پیگیرى شود - آن نیاز غریزى انسانى، چه در زن و چه در مرد - بی‏قانونی و بی‏نظمی در جامعه رواج دادن، بزرگترین خیانتى است كه در درجه‏ ى اول به زن و در درجه‏ ى بعد به همه‏ ى بشریت - زن و مرد - انجام گرفته؛ این كار را سیاستهاى غربى كرده‏ اند. البته اولین ضرر و بزرگترین ضرر را هم خودشان برده‏ اند. الان مسأله‏ ى همجنس‏گرائى در دنیاى غرب یكى از ابتلائات است. البته به رو نمى‏آورند؛ اما حقیقت قضیه این است كه امروز براى اندیشمندان و آن ها یكى از دردهاى بزرگ و غیرقابل علاج شده است؛ چاره‏ اى هم ندارند. آنطور حركت كردن، آنطور ادبیاتِ پرده‏ درانه و عریان در زمینه‏ ى مسائل جنسى و ارتباط زن و مرد را به میان آوردن، آنطور جنس زن را - یعنى همان بخش زیبا و لطیف و مستور و در پرده‏ ى وجود بشر را - براى شغل، براى تبلیغات، براى كار، به میدان كشاندن، از لبخند او، از زیبائیهاى او، از جسم او، از چهره‏ ى او براى ترویج فلان جنس بى‏ارزش و پست، براى به دست آوردن پول استفاده كردن، این چیزها را هم دنبال خودش دارد؛ طبیعى است. این كارها را دنیاى غرب كرده، این كارها را سیاست هاى غربى كرده ‏اند؛ مربوط به ادیان هم نیست، مربوط به مسیحیت و یهودیت هم نیست؛ مربوط به سیاست هاى جدیدى است كه از حدود صد و پنجاه سال پیش - حالا دقیق نمیتوانم عرض كنم - در دنیا رایج شده.




عنوان: در مسأله‏ى زن از دنیا طلبگاریم
صاحب اثر: مقام معظم رهبری
منبع: http://www.nahad.ir





طبقه بندی: اجتماعی،  عمومی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 خرداد 1391 توسط خانم شمس

یکمین: هیچ اگر نمی داشتیم از شریعتی، جز نجوا با جناب زینب، «زبان علی در کام»، کافی بود قدر این مرد را می دانستیم، اسباب خنده اش نمی کردیم و راه به راه پیامک نمی کردیم:

آبو بزن… دکتر شریعتی هنگام سرویس کولر!

خواهرم، حجابت را… دکتر شریعتی هنگام نهی از منکر!

بزن سه… دکتر شریعتی قبل از ال کلاسیکو!

جون من ننویس… دکتر شریعتی هنگام جریمه شدن توسط پلیس!

هیس… دکتر شریعتی قبل از خواب!

کافری که همه را به کیش خود پندارد، شرف دارد به مومنی که همه را به جگر خود بگیرد… دکتر شریعتی پس از دیدار با فلان مسئول!

بابا، این دیگه چقدر اطلاعات داره… دکتر شریعتی پس از ملاقات با مدیر مسئول کیهان!

عروس رفته گل بچینه… دخترخاله همسایه دیوار به دیوار دکتر شریعتی اینا در مراسم عروسی خواهرش، خطاب به عاقد!

دومین: بی آنکه «جامعه شناسی» خوانده باشم، علاقمندم به شناخت جامعه. معتقدم؛ گاهی یک مسافرکش غیر خطی، بیش از فلان استاد جامعه شناس، زیر و بم جامعه و پیچ و خم آدم های جامعه را می شناسد. گاه هست که در صف کباب، بیش از غوطه خوردن در صدها کتاب، می توان افکار عمومی جامعه را شناخت. از همین زاویه، پیامک های مرتبط با دکتر شریعتی، برایم مجالی عالی است تا محیط خود را، حتی خود را بهتر بشناسم.

سومین: اگر چونان که پیش از این نوشته بودم، معتقدم باشم که این قبیل پیامک ها، بی ارتباط با دایره جوک سازی سرویس های جاسوسی بیگانه نیست، اگر گمان کرده باشم که لااقل بخشی از این قبیل پیامک ها، آبشخور بیرونی دارد و از جایی حسود و عنود، نظیر دور و وری های دکتر سروش که با «روشنفکران مردمی» نظیر جلال آل احمد و شریعتی، زاویه های خیبری و بدری دارند، نشات می گیرد، اگر فکر کرده باشم که جرقه این کار، اول بار توسط دشمن زده شده است، اگر باور کرده باشم که دست مایه قرار دادن بزرگان برای شوخی، محدود در دکتر شریعتی نمی ماند و این قصه سر دراز دارد، اگر پذیرفته باشم که شریعتی و شریعتی ها را می زنند تا بعدها شریعت و طریقت و ولایت و امامت و «علی بن محمد» را زده باشند، اگر قبول کرده باشم که دکتر را مسخره می کنند تا فردا نوبت «رسول امین برادر» برسد، اگر این موج پیامکی را توطئه فرض کرده باشم، و اگر توطئه را توهم ندانسته باشم، باید به چیزهایی اعتراف کنم:

- من خود ستون پنجم دشمنم در جنگ نرم. اعتراف می کنم در ارسال بعضی از این پیامک ها، بی نقش نبوده ام. مهم، کم رنگی یا پررنگی نقشم نیست. آنچه اهمیت دارد، بی نقش نبودنم در این ماجراست. گاهی ارتکاب گناه، بسی مهم تر از کوچکی یا بزرگی گناه است. در گناه پیامک ها، راستش را بخواهی «گر حکم شود که مست گیرند، در شهر هر آنچه هست گیرند».

- من خود ستون پنجم دشمنم در جنگ نرم. اعتراف می کنم گاهی که از این دست، پیامکی دریافت می کنم، ذوقم گل می کند و می نشینم به طراحی پیامکی جدید. به پیامک قبلی می خندم، پیامک جدید را می سازم، بعد از کار خود پشیمان می شوم و با علم به نقاط منفی کارنامه دکتر شریعتی، می نشینم پای متن «نه عزیز! این حق کویر نیست». این توبه را اما بارها شکسته ام! گفت: «یک دست به مصحفیم و یک دست به جام، گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام؛ ماییم در این گنبد ناپخته و خام، نه کافر مطلق، نه مسلمان تمام».

- من خود ستون پنجم دشمنم در جنگ نرم. اعتراف می کنم جز این گناه، به نوع نادری از «مالیخولیای فرهنگی» دچارم. قادر نیستم جلوی خنده خود را بگیرم، قادر نیستم جلوی ذوق خود را بگیرم، قادر نیستم ذوق خود را فوروارد نکنم… و البته این را هم قادر نیستم که علیه توطئه دشمن، جاسوسی مضحک من، تو او، ما، شما، ایشان، واکنش نشان ندهم! اگر رفیق! تو هم مالیخولیا داری، بزن قدش! اصلا بیا همچون «ملامتیه» خودمان را ملامت کنیم. مگر نه این است که «من» در «دشمن»، چون دشنامی نهفته است به دشمنی؟!

چهارمین: جامعه یعنی من، یعنی ما، یعنی شما. چکیده نظر من درباره دکتر شریعتی این است: آرای دکتر، بی اشتباه نبود. بعضا اشتباهات فاحش داشت. گاهی حرف خوبی می زد، اما برای حرف خوبش، مصادیق اشتباه می تراشید و بی اندازه به سلسله صفویه و علمای آن دوران درخشان، می توپید. گاهی برای جبران ضعف علمی، دینی، تاریخی، فلسفی، عقیدتی، سیاسی و فرهنگی اش، پناه به قوت قلم می برد و با کلمه ها بازی می کرد. از آن جنس نمی دانم که الگو خطابش کنم. معلم اما بود. در وصفش، با ۲ تعبیر، مخالف نیستم؛ «معلم انقلاب» و «معلم شهید»، هر چند که معتقد نیستم صریح و عریان و صد در صد به شهادت رسید. هر چند انقلاب، جز او، و بهتر از او، حتما معلمانی داشته است. شریعتی در نزد من به گلی می ماند با خارهای فراوان، آزاردهنده، بعضا تند و بی خود و بی جهت، اما بسیار معطر و خوش رایحه، همراه با خدمات فراوان. پژمرده کردنش را حماقت می دانم، نیز زیاد گنده کردنش را. «شریعتی، شریعتی است». آدم خودش! از نظر من، دکتر قبل از آنکه مورخ، جامعه شناس، آشنا به اسلام و… باشد، در وهله اول، یک «نویسنده» است که نه علم، بلکه قلم، توتم اوست؛ چیزی که خود هم اعتراف کرده است. نویسنده اگر اشتباه نکند، باید «قرآن» نازل کند و نویسنده، خدا نیست. خدا اما در قلم شریعتی، به غایت، نمک نهاده. محل حرف و حدیث است و از آنجا که حرفش را قشنگ و آمیخته به هنر و اعجاز قلم می زد، هنوز هم تاثیرگذار.  دیروز اما نوشتن از شریعتی، «نماد سواد» بود و باکلاسی، امروز انگار کهنه دل آزار به نظر می رسد، از بس نو به بازار آمده! گویی میان آدم باکلاس ها، عصرش سر آمده، و جملاتش، فقط به درد دیوار قهوه خانه ها، این اواخر فلافلی ها می خورد! پشت کامیونی به تنبهی! عقب نیسانی در جاده هراز به تلنگری! چیزی در مایه های «بوق نزن… سالار خسته است».

پنجمین: جای جملات متفکر/ نویسنده ای از جنس دکتر شریعتی، دیوار قهوه خانه نیست و الا قِلیان به جای دود امروز، پیامک فردا را قَلیان می کند! گمانم بر این است: سیل کنونی پیامک ها، از چشمه پیام هایی آب می خورد که در جای مناسب هزینه نشده است. الحق «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد». نه فقط نصب تصویر بزرگان بر بالای پمپ بنزین، اشتباه است، بلکه متوجه دلیل عکس عزیزان در استادیوم آزادی نمی شوم. از این کار نابکار، وقتی بیشتر دچار عذاب می شوم که می بینم این ابتکار، فقط در ورزشگاه های آل خلیفه و آل سعود و آل چه و آل چه تکرار می شود. از نظر من، «پیامک»، بیشتر به «پیام کوچک»، به «پیام رسانی نارسا» اطلاق می شود، تا اس ام اس!! دلیل عشق ملت ما به ولی فقیه، یوم الله ۹ دی است، نه تمثال بزرگان در استادیومی که مع الاسف توسط جمهوری اسلامی ساخته نشده! گیرم نظام آمد و ورزشگاه ۱۵۰ هزار نفری ساخت. نصب بعضی تصاویر برای چه؟! قرار ما به فرستادن «پیام» بود، یا ارسال «پیامک»؟! شان تصویر رهبر، کدام دیوار است؟! نشانه های عشق ملت به ولایت چیست؟! کجاست آنجا که رسم ما بر اسم ما، و «نگاه هنری» ما بر «دید رسمی» ما باید پیشی گیرد؟! چرا واضحات را نمی فهمیم؟! چرا حتم کرده ایم که این سوی و آن سوی مشعل المپیک، باید عکس خمینی و خامنه ای باشد؟! یک پراید ۱۰ میلیونی و بیمه حضرت عباس؟! من واقعا مانده ام که «ابالفضل علمدار» اگر قرار است خامنه ای نگه دارد، این وسط طلق موتور وسپای فرش فروش محله ما چه دارد برای خودش می گوید؟! نه عزیز! مشکلم با «توسل» نیست، که ما جملگی بیمه عباس هستیم و متوسل به خوبان، اما عاقل برای خرید لواشک، نه چک می کشد، نه عابربانک! تلفنی که با دوزاری جواب می دهد، اسکناس در سوراخش فرو نمی کنند! شرق ابوالخصیب، بسیجی برمی داشت و عکس امام را به غرب بدنش، قلبش گره می زد و شهید می شد. پیام یعنی قلب، اما پیامک، یعنی تقلب! جای تصویر لیلی، دل مجنون است. دیروز در کوی لیلی، دچار جنون شدم، وقتی دیدم روی تابلویی نوشته اند: «بیلیارد شهید چمران»!! سوختم تمام شد، رفتم بنزین بزنم. در پمپ بنزین، عکس امام دیدم! یاد جمله خمینی افتادم در دیوار ناهارخوری فلان روزنامه؛ «اگر همه ما قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه نخواهیم کشید»!! مشتی! لااقل می کردی عکس امام هنگام ریختن چای را می گذاشتی!! کوفت مان می کنی غذا را وقتی به جای پیام، پیامک می دهی به خوردمان!! «دست نکشیدن از مبارزه» یک «پیام» است، لیکن همین پیام بر دیوار سلف سرویس می شود «پیامک». راستی که قبل از این امواج پیامکی، بسی پیام که به دست من و شما، بدل شده اند به پیامک! پیامک، جز اس ام اس، به پیام دست کاری شده می گویند!

ششمین: از یک زاویه، سیل پیامک های فوق الذکر، صحه بر ۳ چیز می گذارد. ناخواسته داریم اعتراف می کنیم دکتر شریعتی زنده است، ناخواسته داریم اعلام می کنیم جمله زیبا را هنوز هم از قلم دکتر شریعتی باید جست و جو کرد، و ناخواسته داریم «اعتراض منفی» می کنیم که لزومی ندارد هر جمله مثلا زیبایی را به دکتر شریعتی ببندیم. خب! بیاییم و این زوایا را بی خیال شویم. بیاییم و دمی درنگ کنیم که آفات ور رفتن با بزرگان مان چیست؟! و چرا چیزی را که خود، عیبش را می دانیم، بدان دامن می زنیم؟! جایی گناه دیگری کرده ایم ما، که این چنین داریم تاوانش را می دهیم. ملتی که به بزرگان خود بخندد، سِبیل جلال و سَبیل شریعتی را مایه مزاح قرار دهد، توسط دشمن کوچک می شود. دشمن می آید وسط و به ریش ملت می خندد. من که کوچک شدم، دشمن بزرگ می شود. آنقدر بزرگ که پیام مرا بدل می کند به پیامک. وقتی ما به هم پیامک می زنیم، دشمن می آید و پیام ما را می زند. امام ما را می زند. عالم و آدم، «هادی شناس» شوند، به خدا نمی ارزد کلمه ای به معصوم اهانت شود. وقتی شریعتی یا جلال، به درستی و از زاویه منطق و دلیل و برهان، نقد می شوند، اشتباهات شان اصلاح می شود، لیکن وقتی وسیله خنده می شوند، قضیه فرق می کند. در این مقام، عیبی درست نمی شود، اما حسنی به غایت تمسخر می شود. متشابهات، اصلاح نمی شود، بلکه محکمات، آسیب می بیند. شریعتی اگر نقد شود، ایراداتش چکش می خورد، اما آن روز که دست مایه جوک شد، خواه ناخواه خدشه بر خوبی هایش وارد می آید. از همین منظر است که هنگام تمسخر شریعتی، هیچ صدایی از روشنفکران غیر مردمی و شریعت ستیز، به اعتراض بلند نمی شود. پس مسئله، بیش از آنکه شریعتی باشد، شریعت است.

هفتمین: جامعه شناخته نمی شود الا به نقد رفتار و گفتار اهل جامعه. گاهی موجی می آید، دیر یا زود فرو می نشیند، اما اثرش را بعدها می گذارد. آن روز، ما بعد از شنیدن نام شریعتی، به جای «پیام»، یاد «پیامک» می افتیم و به جای دقت، به غفلت می گذرانیم. گلی را همراه با عطرش پژمرده می کنیم، و می رسد روزگاری که می بینیم از آن همه طراوت، آن همه شکوه، آن همه «ای زن! ای که مردانگی در رکابت جوانمردی آموخت»، جز چند خار درشت، هیچ باقی نمانده. می رسد روزگاری که می بینیم شریعتی در عوض معایبش، وسیله هجو قرار نگرفته، بلکه در ازای محاسنش، اسباب خنده گردیده. هوشیار نباشیم، نمی فهمیم که ظلم داریم به شریعت می کنیم، نه شریعتی. وای اگر نسلی بعد از ما، شریعتی ها را به پیامک بشناسد، نه پیام. وای اگر نسلی بعد از ما، برایش سئوال شود که؛ این مرد پیامکی، این قهرمان دیوار قهوه خانه ها، مگر که بود و چه کرد و چه بود که در هر شهری از مدائن ام القرا، خیابانی بزرگ به نامش کرده اند؟!

¤¤¤ ¤¤¤ ¤¤¤

برادرم! خواهرم! بوی شریعت می دهد شریعتی. از «پیچ شمیران» به سمت «شمیران»، حسینیه ای هست به نام «ارشاد». وقتی به ریش «حسینیه ارشاد» می خندیم، بعید می نماید زور «گشت ارشاد» به بد حجابی برسد. هنوز زیادند بانوانی از جامعه که اعتراف کنند روزگار جوانی در رژیم شاه، با شریعتی، اهل شریعت شدند و با «رسول امین برادر» دوست دار حجاب. هنوز زیادند پا به سن گذاشته هایی که اعتراف کنند با شریعتی، ترس شان فرو ریخت از بردن نام «سکینه» و «رقیه» در دانشگاه. هنوز زیادند مردمانی که اعتراف کنند با «حسین؛ وارث آدم»، توی دانشگاه پهلوی، از «کربلا» و «عاشورا» با افتخار سخن راندند، نه با شرمندگی و ترس و لرز.

عجبا که استادیم در دوگانه سازی های بی خود؛ شریعتی یا مطهری؟! عجبا که استادیم در نقد غیر منصفانه؛ شریعتی نامسلمان و ضد روحانیت بود! و البته عجبا که پیام را بدل می کنیم به پیامک تا گل مان، عطری نداشته باشد، اما خار، چرا!

غیرتی ها! این «زینب» خواهر ماست که بی معجر شد. نه! «پیامبر انقلاب حسین» را نمی گویم. روضه دارم نمی خوانم؛ خواهر خودم را دارم می گویم، خواهر خودت را، خودم را، خودت را، جامعه را.

آب را زدیم. دکتر شریعتی، سرویس کرد کولر پیامک مان را، و خواب را زدیم و دشمن، سرویس کرد دهان پیام مان را! من در دشمن، مستترم؛ حالا «تو» بگو، که در «توطئه»، نهانی…

                                        برداشت از وبلاگ قطعه 26





طبقه بندی: اجتماعی،  خودمونی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 خرداد 1391 توسط خانم شمس

1
. استادان وارسته و فرهیخته . استادانی که معلم اخلاق و انسانیت و آینه تواضع و عطوفت و دریایی از علم و مطالعه و تحقیق اند . این استادان استاد نیستند بلکه گویا پدر یا برادری مهربان هستند . حرکات و سخنان و حالات قیافه شان هم برای دانشجویان دلنشین است . خودشان را دوست دانشجو و هم درد دانشجو و یار و مددکار دانشجو می دانند . دنیای دانشجو و ظرافت و ظرفیت و وضعیت او را در خوابگاه و مشکلات متداول زندگی دانشجویی را درک می کنند . سر جای خود به خوبی و با مهارت عالی درس می دهند و سر جای خود شوخی های وزین و متین و صمیمانه دارند . دقیق ترین و عمیق ترین مطالب علمی را چنان استادانه و راحت به ذهن دانشجو منتقل می کنند که همگی حقیقتا از علم و آگاهی و حضور در کلاس لذت می برند .  اهل برنامه و جدیت و انضباط و دقت اند ، ولی ابوالهول و اجل معلق نیستند و حال دانشجو را نمی گیرند و از تحقیر و ریشخند دانشجو لذت نمی برند و  از شخصیت و درک و شعور بسیار بالایی برخوردارند به همین جهت دانشجویان در حضورشان احساس کرامت و عزت می کنند . با افراد جاهل و بی ادب کلاس چنان بزرگوارانه و مودبانه و اثربخش برخورد می کنند که علاوه بر این که طرف شرمنده می شود از احترامش نسبت به استاد کم نمی شود . چنان درس می دهند که آدم عاشق همان درس و رشته می شود . صداقت و نجابت و تعهد علمی در چهره شان موج می زند . علاوه بر استاد درس و دانشگاه و تحقیق ، دوست و مشاور و مربی زندگی دانشجویانند . این استادان بزرگوار بعد از سالها تحقیق و تالیف باز هم پیوسته در حال مطالعه اند و  با این که دریای مواج علم و آگاهی هستند خود را همانند بقیه نیازمند اطلاعات و نگرش های جدید و جامع می بینند و به سخنان عادی دانشجویان با دقت خاصی گوش می دهند و گاهی نکاتی یادداشت می کنند . خاطرات این استادان هیچ گاه از ذهن دانشجویان پاک نمی شود .




ادامه مطلب

طبقه بندی: دانشجویی،  خودمونی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 خرداد 1391 توسط خانم شمس
Bimarestan01Bimarestan03


 شعر حضرت روح الله

 

من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم     چشم بیمــــار تــــو را دیــدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم       همچــــو منصــور خــــــریدار سرِ دار شدم

غم دلدار فكنده است به جانم، شررى       كـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز        كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جــــامــه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم       خــــرقــــه پیــــر خـــراباتى و هشیار شدم

واعـــظ شهــر كــه از پند خود آزارم داد       از دم رنــــد مــــى‏آلــــوده مــــَددكار شدم

بگـــذاریــــد كــــه از بتكــده یادى بكنم       مـــن كـــه با دستِ بت میكده، بیدار شدم

 


 


 


 

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی


تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی


تو که فارغ شده بودی ز همه جا و مکان  


دار منصور بریدی همه تن دار شدی


عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر


ای که در قول و عمل شهره بازار شدی


مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی


وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی


خرقه پیر خراباتی ما سیره توست


امت از گفته دربار تو هشیار شدی


واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی


دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی


یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم


ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی
























طبقه بندی: خودمونی،  پیام مناسبتها، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 خرداد 1391 توسط خانم شمس
    • اردیبهشت ۱۳۹۱

      شیر کلمات در قفس گوگل به دست و پای امام علی النقی افتاده است. رنگین کمان «یونس نقاش» فقط یکی دو رنگ کم دارد. بوم و آبرنگ، بوی آفتاب گرفته. آسمان آخرالزمان، این روزها بیشتر از ابر، خورشید دارد. ما در هوای بهار، داریم عادت می کنیم به باران. دوست، «هادی» را بفهمد، دشمن، سیلی انتقام را از «مهدی» خواهد خورد. حد فاصل هادی و مهدی، «عسکری» است؛ لشکری آماده کرده این روزها سپاه حق. «ای یار با شهامت! بگو تو از امامت». ما بزرگ شدگان «کلهم نور واحد» ایم. بچه های «جامعه کبیره». در مکتب ما، «جامعه مدنی» زیارت نامه ندارد. «السلام علیک یا علی بن محمد»، سلام بر محمد(ص) است، سلام بر علی(ع) است. سلام بر همه انبیا و اولیاست. سلام بر «فاطمه» است. فاطمه، نام مادر همه امامان ماست. این سلسله نور، فقط یک شناسنامه دارد. اگر مشهد، باب الجواد دارد، در باغ ظهور، «باب الهادی» است. نخستین جرقه غیبت در دوران امام هادی زده شد. اینک علی بن محمد، اسم شب ظهور شده است با رمز «یا زهرا». «دهم: علی النقی» چه ظهوری کرده این روزها. دشمن هم فهمیده که «مهدی» ریشه در «هادی» دارد. امام هادی متولد نیمه ماه ذی الحجه است. ماه کعبه برای ظهور خورشید کامل شده است. پله پله می رسیم ما به ظهور. «یازدهم عسکری، از عیب و نقصان بری؛ دوازدهم صاحب است، زنده ولی غایب است؛ مهدی صاحب زمان، اوست خدا را نشان؛ ظهور کند زمانی، روشن کند جهانی». امام هادی بیش از آنکه «مقدمه غیبت» باشد، «مقدمه ظهور» است. این روزها زمان و زمین در حال و هوای سامراست. نام امام هادی «سرداب ظهور» است. آخرین «یابن الحسن» ریشه در سومین «ابالحسن» دارد. نیای موعود، امام هادی است. امام هادی، امام هادی، امام هادی… گمانم بر مشام عصر، عطر امام عصر، پیچیده. آن عصر که سخن از امام هادی می رود، فصل اجابت «دعای عهد» است. امام علی النقی، مقدس ترین و مقدم ترین «ناحیه ظهور» است. در این نواحی، در ایام انتظار، سخن گفتن دوست و دشمن از امام هادی موضوعیت ذاتی دارد. «فقیه» از القاب علی بن محمد است. «ولایت فقیه» از ثمرات آن حضرت است. «ولی فقیه» در مکتب امام هادی، سیلی به صورت استکبار می زند. خمینی و خامنه ای در مکتب امام هادی، سیلی به صورت خلیفه کاخ سفید می زنند. انقلاب اسلامی با همه عظمتش، با همه شکوهش، با همه جمال و جلالش، قطره ای از کرامات «فقیه اهل بیت» است. ما غلام قنبر امام هادی هم نیستیم. این از تواضع ما نیست، از کرامت امام معصوم است. در این جامعه کبیره، مهم نیست خاور میانه روی انگشت کدام سپاه دارد می چرخد؛ مهم این است که انقلاب اسلامی روی انگشت «زیارت جامعه کبیره» می درخشد. بگذارید خلفای هم عصر حضرت را بشماریم: معتصم، متوکل، منتصر، مستعین، معتز، معتمد… آری! ۶ خلیفه واقعی از پس امام هادی بر نیامده اند؛ خلیفه گوگل، اما مجازی است! در مصاف با امام هادی، خلفای واقعی به پدرکشی افتاده اند؛ وای به حال گوگل! دیر نیست فیس بوک، توئیتر را بکشد! ۶ خلیفه واقعی آمدند و رفتند؛ حتی پدر کشتند، پدرشان درآمد، اما حریف علم و حلم امام هادی نشدند. در مجلس واقعی، امام از پس شبهه برآمد؛ مجلس مجازی، شیهه چه می کشد این روزها؟! این آخرین سوت قطار خلیفه هاست که از ریل واقع، به ریل مجاز افتاده. با «فرمول یک» نمی توان مردم منامه را زیر گرفت. این روزها مردم دنیا از قهرمان ۶ ماهه بحرینی امضا می خواهند. خون غلبه کرده است بر رالی سراب. فرمول شیعه، «فرمول مقاومت» است، نه «فرمول یک». در بحرین، سر و صدای «مسجد امام هادی»، صدای بوق دروغ «فرمول یک» را تحت الشعاع قرار داده است. محراب این مسجد، «سرداب قیام» است. وقتی خلیفه شب در برابر امام هادی کم آورده؛ توهین، هیچ نیست الا استعاره از ذلت در برابر عظمت و عزت ظهور. اگر تا این حد امام هادی زنده است، امام مهدی دیر نیست که بیاید. ریشه در خوب جایی دارد ظهور. «مکتب هادی» تکیه گاه اهل هدایت است. ما یک حدیث از امام هادی رو می کنیم، شبیه اش را توانستند اغیار بیاورند؛ «به راستی ستمکار بردبار، بسا که به واسطه حلم و بردباری خود، از ستمش گذشت شود و حق‌دار نابخرد، بسا که به سفاهت خود، نور حق خویش را خاموش کند». حکمت می بارد از تسلسل نور ما، اما فی الحال «متوکل» کجاست؟! در گوگل، چه کسی برای «منتصر» تره خرد می کند؟! حتی در «گودر» همه دعوا بر سر «منتظر» است. بچه های مسجد امام هادی تعیین می کنند حرف روز اینترنت را. پرده های قصر خلیفه مجازی نیز در برابر امام هادی، یک به یک دارند کنار می روند. گلوله گاهی سرپیچی می کند از اسلحه. گلوله گوگل، این روزها بد شلیک می کند. حالا آیات القرمزی در صفحات اینترنت، خط مقدم درست کرده است. خلیفه مجازی نیز نتوانست به داد آل خلیفه برسد. ما کم از معصوم، اعجاز ندیده ایم. همان به که پرده غیبت با نام امام هادی، کنار رود. خدا اینگونه تقدیر کرده است که در آخرالزمان، «مقدمه غیبت» همانا «مقدمه ظهور» باشد و مقدم مهدی را گرامی بدارد. بازی شب پرستان در زمین ظهور، به نفع ستاره هاست. ما با «هادی» حتما به سمت «مهدی» می رویم. تو بگذار همان طور که امام علی النقی فرموده اند؛ حکمت اثری بر دل فاسد نگذارد.

      ¤¤¤ ¤¤¤ ¤¤¤

      سلام امام هادی. «دهم: علی النقی» ایام کودکی. در همان سنی که شما به امامت رسیدی، ما «یار با شهامت» شدیم و از «امامت خوش لقا» سرودیم. سلام بر روز ولادت شما. سلام بر روز شهادت شما. مگر می شود نام «مهدی» جهانی شود، اما «هادی» گمنام بماند؟! خوش آمدید دگربار بر صحیفه روزگار. با شما، تازه دارد جامعه، «جامعه کبیره» می شود. زیارت خواندن کار ماست. سامرا شهر ماست. ما جملگی «یونس نقاش» ایم. نگین عمرمان ترک برداشته. اگر جای نگرانی نیست، پس دعای مان کن. «منتظران مهدی» به «دعای هادی» نیاز مبرم دارند. در این قصر روزگار، مگر دعای شما بشکافد پرده غیبت را. ما روزگار را ملامت نمی کنیم. نهی شما آویزه گوش ماست. بیم داریم روزگار، ما را ملامت کند. آقای خوبی ها! آن آفتاب که بر دیوار کعبه تکیه می دهد، نیایی جز «ماه کامل ذی الحجه» ندارد. دشمن اگر حریف «هادی» شد، حریف «مهدی» هم می شود.

      ¤¤¤ ¤¤¤ ¤¤¤

      هان ای شب پرستان! ما چشم به راه سپیده ایم. ما امام داریم، اما گوگل برای شما خلیفه نمی شود! ما با «امام هادی» هنوز کار داریم با شما. تا یک قیام پر از انتقام، چند رکعت شمشیر بیرون از نیام، فاصله است. به احترام امامان ما هر پرده ای در هر قصری کنار می رود. به «پرچم جهاد»، باد دارد می وزد.

      ¤¤¤ ¤¤¤ ¤¤¤

      در قفس گوگل، شیر کلمات به دست و پای امام هادی افتاده است. قصه امروز نیست. از متوکل به این طرف، خلفا با هم، حریف سومین ابالحسن نمی شوند!

      ¤¤¤ ¤¤¤ ¤¤¤

      امام سامرا! سلام بر شما «سلام بر ظهور» است.






طبقه بندی: عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 خرداد 1391 توسط خانم شمس

آیا اشتغال زنان با منافع خانواده در تضاد است؟!

نویسنده مطلب: دکتر مریم معین الاسلام
شنبه 30 اردیبهشت 1391 ساعت 7:09
نام منبع: برهان
شماره مطلب: 593
آیا اشتغال زنان با منافع خانواده در تضاد است؟!

الگوی اشتغال زنان در جامعه ی ما همان مدل غربی است. مسلماً این مدل در جامعه ی ما هم برای خانم ها و هم برای خانواده ی آن ها آسیب زاست. باید امکانات ویژه ای به خانم ها داده شود و موانعی که بر سر راه اشتغال زنان وجود دارد و ممکن است برای نهاد خانواده آسیب زا باشد از میان برداریم و اهداف جدیدی برای اشتغال زنان تعریف کنیم.
خانواده واحد بنیادین و اساسی جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان است به همین جهت، حیات جامعه به دوام و بقای این نهاد مقدس بستگی دارد. از این رو شناخت مشکلاتی که حیات خانواده را تهدید می‏کند و تلاش در جهت برطرف کردن آن‏ها امری مهم و ضرورتی اجتناب ناپذیر است.




ادامه مطلب

طبقه بندی: اجتماعی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 خرداد 1391 توسط خانم شمس

alt

معاون آموزش و سنجش دانشگاه پیام نور گفت "کلیه نمرات مردودی (غیر انضباطی )دانشجویان مقطع کاردانی ،کارشناسی و کارشناسی ارشد در پایان تحصیلات و گذراندن کلیه دروس بدون تاثیر در معدل کل محاسبه شود.

به گزارش دانشگاه نیوز"دکتر عبدالله معتمدی افزود: بخشنامه مذکور شامل دانشجویانی می شود که دانشجو بوده و گواهی موقت در یافت ننموده اند.

وی گفت:بر اساس همین بخشنامه عدم احتساب دروس مردودی می بایست در هنگام دانش آموختگی انجام شود و سایر خدمات آموزشی دانشجو اعم از سقف انتخاب واحد تغییر رشته ، انتقال و غیره باید با احتساب دروس مردودی محاسبه شود.

معتمدی افزود:ساختار سیستم گلستان نیز بر اساس مقررات اصلاح شده و دانشجو ورودی سال 86 و قبل از آن شامل این بخشنامه شده و می توانند از مزایای آن در هنگام دانش آموختگی استفاده نمایند.

شایان ذکر است برای دانشجویان ورودی سال 1387 و  پس از ان اولین نمره ردی و نمره قبولی در معدل کل ( در هنگام دانش آموختگی )محاسبه می شود.





طبقه بندی: آیین‏نامه های دانشجویی،  خبرهایی از پیام نور، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 توسط خانم شمس
توجه                                                                                                                            

قابل توجه دانشجویانی که با آقای شعبانیان کلاس دارند در پی لغو سفر استاد کلیه ی کلاسهای روز  یکشنبه مورخ 91/2/31 برقرار می باشد.





طبقه بندی: خبرها، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 توسط خانم شمس

(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3  

انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مرکز استان قم : طراحی مدیرسایت

انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مرکز استان قم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات