تبلیغات
انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مرکز قم - خلاصه جامعه شناسی عمومی-دکتر منوچهر محسنی تا فصل 12
صفحه اول آرشیو مطالب پست الكترونیك تماس با ما "
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات التماس دعا...خدایا شکر به درگاه پر از مهربونیت

انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مرکز قم
 

مجموعه ی حاضرچكیده مطالب در خصوص جامعه شناسی عمومی ومبانی جامعه شناسی است برای اطلاع ومطالعه بیشتر منابعی در پایان پیشنهاد می گرددد 

 

بخش اول:اصول و کلیات

فصل اول: موضوع و محتوای جامعه شنا سی

تعریف جامعه شناسی از نظر برخی از جامعه شناسان :

(اگوست کنت) بنیانگذار و واضع لغت جامع شناسی است.

وی  جامعه شناسی را علم به تجزیه و تشریح مظاهر حیات اجتماعی نامید.

(امیل دورکیم) جامعه شناسی را علمی می داند که صور خاص و متفاوت حیات اجتماعی را که متکی به وجدان جمعی است،بررسی میکند.وی وجدان جمعی رادر حقیقت افکار، عقاید، ایده آل ها،ارزش ها و معتقدات می باشد، اهمیت بخشد.

(ماکس وبر) قصد دارد با تشریح مفاهیم ذاتی رفتار اجتماعی،به شناخت جامعه شناسی برسد و موفق به تبیین علمی آن گردد.

 (ژرژ گورویج) اعلام کرد که جامعه شناسی علمی است که پدیده های اجتماعی کامل، گروه های کوچک و جامعه های بزرگ را از نظر سیر تکوینی و انهدام آن ها مطالعه می کند.

 (تالکوت پارسنز) اعتقاد دارد که جامعه شناسی رشته ای است که نظامهای اجتماعی ا مطالعه می کند.

جامعه شاسان فرانسوی در بحث از جامعه شناسی به ساخت و نظام جامعه اهمیت می دهند،در حالیکه برای جامعه شناسان امریکایی انچه که بیش از همه مهم است روابط افراد و کنش های گروهی است.

با توجه به تعاریف مذکور می توان نتیجه گرفت : جامعه شناسی زندگی اجتماعی بشر را بطور کلی وعمومی وباتوجه خاص به نهادها وروابط اجتماعی مطالعه کرده به مقایسه، تجزیه وتحلیل وطبقه بندی این پدیده ها می پردازد، ونیز ساخت و سازمان اجتماعی،ونحوه ی دگرگونی وتحول آنها را بررسی میکند.

قلمرو جامعه شناسی

برخی از مهمترین زمینه های مطالعه جامعه شناسی بطور خیلی کلی عبارتند از:

- پدیده های مربوط به شکل و ترکیب مادی جامعه انسانی،

-حرکات و تحولات جمعیت ها در رابطه با علل اجتماعی آنان،

- قشرها وطبقات اجتماعی وخصوصیات وموقعیت آنها،

-رابطه انسان با محیط مسکونی و اثر متقابل عوامل اجتماعی و محیطی،

- پدیده های ناشی از رفتارهای جمعی،

- آداب ورسوم وعادات جمعی،

-  انحرافات اجتماعی،

- صور اجتماعات انسانی از قبیل کوچ نشینی،روستانشینی وشهر نشینی،

- روابط ومناسبات بین المللی،

- تحرکات وتغیرات اجتماعی،

- انواع گوناگون نهادهاوسازمانهای اجتماعی مرتبط با مذهب،اخلاق،تعلیم وتربیت،اقتصاد،خانواده،سیاست و... .

فصل دوم: پدیده ها و امور ا جتماعی

مفهوم پدیده اجتماعی:

پدیده ها از نظر موضوع به سه دسته تقسیم می شوند . پدیده های طبیعی ، زیستی ، اجتماعی.

پدیده های اجتماعی از زندگی اجتماعی و روابط انسانی به وجود می آید.این پدیده ها موجودیت مستقل دارندو در هر جامعه ای به شکلی ظاهر می شوند. پدیده ها با هم پیوستگی دارند . پدیده های زیستی تحت تاثیر شرایط طبیعی و اجتماعی قرار دارند.

پدیده عبارت است از آنچه كه با شواهدی آشکار و یا از طریق حواس یا هشیاری درک می شود.

پدیده  اجتماعی یا امور اجتماعی عبارتند از:  هر موقعیت ؛ رابطه و واقعیتی که به نحوی یکی از جنبه های حیات اجتماعی را توجیه کند.

 

ماهیت پدیده های اجتماعی:

دور کیم بیش از همه به بحث در مورد ماهیت پدیده های اجتماعی در کتاب قواعد روش جامعه شناسی پرداخته است وی می گوید امر اجتماعی هرگونه شیوه عمل ثابت شده و ثابت نشده است که بتواند از خارج فرد را مجبور سازد و می گوید قبل از مطالعه پدیده اجتماعی باید این موارد را رعایت کرد:

« 1- قضاوت و مفهوم پیش ساخته را از ذهن دور کند . 2- تعریف پدیده باید جدا از جنبه فردی و شخصی باشد.»

او از نظر وی موضوع هر علمی شی است به جز علم ریاضی و با شی دانستن پدیده اجتماعی  معتقداست كه  باید ببینیم شی چیست؟ باید ماهیت و درون شی را پیدا کرد و با تحقیق و آزمایش به عمیق ترین و پنهان ترین قسمت آن رسید باید جامعه شناس قبل از ورود به جامعه آن مجهول را بداند تا خود را برای اکتشاف آماده کند.

ویژگیهای پدیده ای اجتماعی از نظر دوركیم :

 الف) خارجی بودن     ب) جبری بودن     ج) عمومیت داشتن

  1. خارجی بودن: یعنی وجود پدیده اجتماعی در خارج از شخصیت فردی انسان مثل هنجارها، آداب و رسوم ، قوانین، قواعد والگوهای عمل
  2. جبری بودن: قدرت موثر بر رفتار اجتماعی است  که افراد موظف به اجرا  هستند(اجبار اجتماعی)
  3. عمومیت داشتن: منظور از عمومیت داشتن پدیده های اجتماعی وجود و شیوع پدیده یا رفتار اجتماعی معینی در جامعه است. اجتماعی بودن این پدیده ها نه بعلت عمومیت داشتن آنهاست

 

طبقه بندی پدیدها  از لحاظ خصوصیات کلی:

 1 – مرفولوژی اجتماعی 2- فیریولوژی اجتماعی 3- رفتار های گروهی و جمعی

 الف  مورفولوژی اجتماعی

2-  فیو لوژکی اجتماعی : که مربوط به کار کرد و روابط و نهادهای درون جامعه است مثل سازمانهای اقتصادی و شبکه تولید و مصرف  

3-  رفتار های گروهی و جمعی این دسته غیر مادی ترین و کم ثباترین پدیدها  و شامل رویدادها و افکار خاصدی در ملت خاصی مثل احساسی که یک نفر ایرانی از ملت خود دارد

طبقه بندی پدیده های اجتماعی از نظر ترکیب کلی:

  1. مر فولوژی  اجتماعی: مربو ط به ساخت و ترکب  مادی جامعه می باشد مثل وضع سکونت
  2. فیزیو لوژی اجتماعی :پدیده های مربوط به روابط و کارکرد های درون جامعه مثل مذهب وسازمان های مذهبی وفرهمگی،آموزش و پرورش و تاسیسات موبوط به آن ، سازمان های اقتصادی و شبکه تولید و مصرف ، خانواده و روابط خانوادگی و...

3. رفتار های گروهی و جمعی: غیر مادی ترین و کم ثبات ترین پدیده اهی اجتماعی موجود در طبقه یا ملت خاص صورت های مختلف رفتار های گروهی و جمعی:

1.      احساس ایرانی از ملیت خود

2.      افرادی که تحت تاثیر تلقینی مد قرار میگیرند

3.      افراد شرکت کننده در راهپیمایی ها و تظاهرات سیاسی

این پدیدها از نظر شکل و قدرت دو دسته اند

1 جریانهای اجتماعی 2 – هیجانهای اجتماعی

جریان های اجتماعی تظاهرات مادی و خارجی کمتری و در طول زمامن بر اثر وجود بعضی از رهبران و شرایط اجتماعی و سیاسی شخص به وجود می آید مثل نهصت ها

هیجان های اجتماعی  غیر مادی ترین و کم ثبات ترین به طور موقت و در زمان معینی به وجود می آیند و زود گذرند  بعضی از آنها ممکن است پایدار و مبدل به جرین های اجتماعی شوند مثل کسانی که تماشا چیان یک مسا بقه ورزشی هستند

پیوستگی پدیدهای اجتماعی

پدیدهای اجتماعی با یکد یگر ارتباط متافابل و در هم پیچیده دارند  مذهب که از نوع پدیدهای فیو یولوژیکی

اجتماعی وجود اجتماعات خاص را ضریبی می کند و سبب پیدا شدن مسجد که مرفولوژی اجتماعی می شود.

 

فصل سوم: هدف وكاربرد جامعه شناسی

درقدیم دانشمندانی مانند افلاطون،ارسطو،فارابی، خواجه نظام الملک،ژان ژاک روسو وبسیاری دیگر،درباره امور و مساﺋﻞ اجتماعی به تفکر پرداخته اند.

نقاط نظر اصلی و هدف نهایی اغلب دانشمندان و متفکرینی که قبل از پیدایش جامعه شناسی علمی درباره امور اجتماعی بحث کرده اند را می توانیم در چند دسته زیر طبقه بندی کنیم:

  • بهبود امور اجتماعی      
  • خیر و صلاح عمومی 
  • وصف نوعی مدینه فاضله یا جامعه ایده آل
  • تنظیم دستورالعمل و احکامی که قبل از همه متضمن نتایج عملی است.

هدف اندیشمندان گذشته  با هدف مطالعه در جامعه شناسی امروز تفاوت بسیار داشت.

 هدف جامعه شناسی: جامعه شناسی به عنوان یک علم هدفش بررسی و شناخت علمی علل اجتماعی پدیده ها و كشف روابط و مناسبات علت و معلولی موجود در پدیده های مورد بررسی وقوانین حاكم برآن ها است.

 

فصل چهارم: جامعه شناسی وسایر رشته ها   

طبقه بندی های مختلفی را می توان در هر علمی انجام داد از جمله طبقه بندی هایی که در جامعه شناسی ارائه میشود عبارتند از :

1-      شناخت توصیفی امور اجتماعی یعنی تاریخ و قوم شناسی

2-   علوم اجتماعی مجرد یا انتزاعی که هر کدام جنبه ای از ماهیت یا فعالیت انسانی را که تحت تاثیر زندگی اجتماعی قرار می گیرد مطالعه می کند مانند: اقتصاد سیاسی

3-   جامعه شناسی تطبیقی : یعنی مطالعه گونه های اجتماعی از نظر ساخت و روابط و پیوستگی آنها که از نظر روش استنتاجی و توجیهی است . این زمینه در عین حال ترکیبی نیز می باشد و رابطه ای میان مطالعات آماری ، اقتصادی ،  تاریخی و قوم شناسی برقرار می کند .

جامعه شناسی و سایر علوم اجتماعی :

از نظر ارتباط جامعه شناسی با علوم اجتماعی به طور کلی می توان گفت :

علوم اجتماعی هر کدام جنبه خاصی از زندگی اجتماعی را بررسی می کنند و با همدیگر روابط نزدیک دارند فقط توجه هر یک بر جنبه بخصوصی از زندگی اجتماعی متمرکز است .مثلا علم اقتصاد به نظام تامین احتیاجات مادی بشر، علم سیاست به بررسی نظام حکومتی و روابط ناشی از آن ، روانشناسی اجتماعی به جنبه های روانی حیات اجتماعی و بر این قیاس جامعه شناسی به پدیده ها و روابط اجتماعی می پردازد و در حقیقت جامعه شناسی از کلیه علوم اجتماعی دیگر استفاده می شود و نتیجه ی این اشتراک موضوعی ، رشد رشته هایی مثل جامعه شناسی اقتصاد ، جامعه شناسی حقوقی و جامعه شناسی سیاسی است که مرز میان جامعه شناسی با رشته های اقتصاد ، حقوق و علم سیاست هستند .

پس باید جامعه شناسی را شعبه ای ازعلوم اجتماعی دانست که با سایرعلوم اجتماعی ارتباط و اشتراک موضوعی دارد.

روانشناسی اجتماعی : شاید کمتر پدیده ی اجتماعی باشد که با روانشناسی اجتماعی رابطه نداشته باشد و از طرف دیگر پدیده ی "روانی" در حقیقت "اجتماعی" هم هست . روانشناسی اجتماعی رابطه ی فرد را با جامعه از حیث تاثیرات روانی مطالعه می کند و عموماً حیطه ی تحقیق ان در چند جهت زیر جریان پیدا می کند :

الف – اثر جامعه در فرد از طریق اجتماعی شدن

ب – اثر فرد در جامعه از طریق پدیده هایی مانند رهبری

ج – روابط میان افراد وکنش های متقابل موجود مثل مخالفت ، رقابت و سازگاری

د – آثار روانی مربوط به نیارمندی های انسان و خصوصیات او در رابطه با محیط

روانشناسی و جامعه شناسی که واحد یا موضوع مطالعه آنها فرد و جامعه می باشد در گذشته غالباً مستقل از هم بررسی می شد در حالی که هیچکدام از این دو از یکدیگر قابل تفکیک نیستند.از سویی روانشناسی در تحلیل موقعیت روانی فرد ناگزیر است به موقعیت اجتماعی وی توجه کند و از سوی دیگر جامعه شناسی به مطالعات روانشناسان نیازمند است زیرا در اغلب شعب جامعه شناسی بدون توجه به عوامل روانی نمی توان تحقیق دقیق و کاملی انجام داد.

اقتصاد : موضوع اقتصاد یکی از جنبه های مهم حیات اجتماعی است به هنگامی که مشکلات اجتماعی و رابطه ای آن را با توسعه اقتصادی و اجتماعی از جهت رشد ملی مطالعه می کنیم با جامعه شناسی سروکار پیدا می کنیم . از سوی دیگر وضع اقتصادی جامعه و نحوه تولید و روابط آن اثر قابل توجهی در حیات اجتماعی دارد . 

علم سیاست : مطالعات نشان داده است که سازمان های اجتماعی طبقات و قشرهای اجتماعی و ارزش های اجتماعی از زمینه سازهای اصلی امور سیاسی در جامعه هستند و جامعه شناس نمی تواند با بی اعتنایی به پدیده های سیاسی به علل واقعی پدیده ها پی برد . مطالعات علم سیاست با جامعه شناسی ارتباط متقابل دارد . آن چه این دو رشته را نزدیکتر می کند سوابق تاریخی مشترک آن هاست .

جمعیت شناسی : موضوع این رشته مطالعه ی علمی در پدیده های جمعیتی مثل ولادت ، ازدواج ، مرگ ، پراکندگی جمعیت ، ساختمان جمعیت و خصوصیات اقتصادی و اجتماعی آن و مهاجرت است .

جمعیت شناسی به مفهوم کنونی بیشتر تمایل دارد علت جویی پدیده ها و شناخت عوامل موثر و نحوه و ترکیب آنها را به جامعه شناسی واگذار کند . جمعیت شناسی توصیف آماری جمعیت هاست لکن از دو نقطه نظر سکونی و حرکتی یعنی آنچه که در قلمرو دو بحث اساسی ساخت جمعیت و حرکات جمعیت مورد مطالعه قرار می گیرد .پدیده های جمعیتی اساساً اجتماعی هستند و آنها را از این زاویه باید بررسی کرد .

مردم شناسی : به تجزیه تحلیل رفتار اجتماعی از نهادهایی مانند خانواده ، نظام خویشاوندی ، سازمان سیاسی ، رویه های قضایی ، مراسم مذهبی و روابط میان این نهاد ها می پردازد .مطالعه مردم شناسی در زندگی اجتماعی انسان امر محدود معینی در جامعه با روش عمقی است و بیشتر علل نهفته رفتاری و انگیزه ها را در گروه محدودی که قابل شناسایی عمقی باشد مورد توجه قرار می دهد .

دو شعبه بزرگ مردم شناسی عبارتست از :

الف – مردم شناسی طبیعی که با جنبه های بیولوژیک انسان و اختلافات بدنی انواع انسان سروکار دارد .

ب – مردم شناسی فرهنگی و اجتماعی به مقایسه تحلیلی شرایط خاص زندگی و تمدن اقوام می پردازد .

تحقیقات مردم شناسان درباره ی زندگی اقوام مختلف شواهد جالب و قابل استنادی از زندگی اجتماعی انسان ارائه می دهد که روانشناسان اجتماعی و جامعه شناسان از آن بهره می گیرند .

تاریخ : امری است که مرتبط با زندگی انسانها و جوامع در طول زمان است .

هدف تاریخ : شناسایی زندگی اجتماعی بر اساس مشخصات زمانی و مکانی .

در مطالعات جامعه شناختی باید سوابق زندگی اجتماعی و اثرآن بر زندگی فعلی و تحلیل وقایع مورد توجه قرار گیرد .

سایر رشته های جامعه شناسی

آمار – جغرافیای انسانی – اکولوژی انسانی – فلسفه – حقوق – اخلاق هر کدام در تحلیل پدیده های اجتماعی به نحوی به جامعه شناسی مدد می رسانند . به طور مثال :

آمار باعث تبدیل خصوصیات کیفی به کمی در تجزیه و تحلیل های جامعه شناسی گردید به همین دلیل باعث شد رشته هایی نظیر جامعه شناسی اقتصادی ، جامعه شناسی خانواده ، جامعه شناسی جنایی و جامعه شناسی اوقات فراغت امکان مقایسات بین المللی بوجود آمد .

جغرافیای انسانی علم بررسی تطابق انسانها با محیط زندگی و بررسی تاثیرات متقابل عوامل جغرافیایی و انسانی در یکدیگر است .

                                                                                                                                          

فصل پنجم: زمینه های تخصصی وجامعه شناسی

”اگوست کنت“جامعه شناسی را به دو شعبه سکونی و پویا تقسیم کرد.

ازنظر وی جامعه شناسی سکونی مساﺋﻞ مربوط به مالکیت، خانواده،زبان و امور مشابه را مطالعه می کرد و جامعه شناسی پویا را مخصوص یافتن قوانین مربوط به تحول اجتماعات بشری می دانست.با اینکه محتوای جامعه شناسی“اگوست کنت“ با بسیاری از علوم اجتماعی کنونی آمیخته بود،ولی از آن جا که اولین تقسیم بندی از این علم است در خور توجه می باشد.

”امیل دور کیم“بیش از همه در استقرار علمی جامعه شناسی کوشید و مباحث این رشته را در سه شعبه زیر مورد بررسی قرار داد: مرفولوژی اجتماعی - فیزیولوژی اجتماعی  - روانشناسی جمعی

  رشته های تخصصی جامعه شناسی

از آنجا که موضوع جامعه شناسی وسیع است به رشته هایی تقسیم می شود که هر کدام زمینه خاصی برای خود دارند. برخی ازمهمترین شعب کنونی آن عبارتند از جامعه شناسی:تاریخی،سیاسی،اقلیت ها، مذهب،حقوق، قشرهاوطبقات اجتماعی، پزشکی وبهداشت، صنعتی، شهری، روستایی، اقتصادی، هنر، خانواده، آموزش و پرورش، علم، معرفتی، وسایل ارتباط علمی جمعی، کار و شغل، سازمان های اجتماعی، ادبیات، گذراندن اوقات فراغت، توسعه و انحراف اجتماعی.

 

بخش دوم: سیرتحول جامعه شناسی

تاریخ جامعه شناسی ازشناخت اجتماعی وهشیاری نسبت به جامعه آغازمی شود ازاین روست كه سابقه ای كهن دارد به طوری كه ازابتدای زندگی بشركوشش هایی درشناخت وتوجیه اموراجتماعی وجود داشته است. منتها این توجه درهرعصری صورت های متفاوتی داشته است.آن چه بیش از همه چشم گیر است رنگ سیاسی آن است زیرا جكومت همواره یك نهاد اجتماعی مهم بوده است لذا دربیشترمطالعات اجتماعی سعی درتنظیم روابط عادلانه وصحیح میان فرد ودولت وبه طوركلی سیستم اداره امور كشور بوده است.

تاریخ جامعه شناسی را با توجه به رشد اندیشه وعقاید ونظرات دانشمندان این رشته می توانیم دردو مرحله كلی خلاصه كنیم :

اول : دوران اندیشه های اجتماعی كه صفت بارزآن ،  وجود تفكرات سیاسی واجتماعی است كه غالبأ رنگ فلسفی دارد. این دوره تاقرن نوزده ادامه داشته است.

دوم دوره ی جامعه شناسی علمی كه از قرن نوزدهم آغاز می شود وهم چنان ادامه دارد. در این دوره است كه جامعه شناسی به عنوان یك علم و با روش علمی به مطالعه جامعه می پردازد.

برای آشنایی بیشتر به نظرات برخی ازصاحبنظران  دردوره های مختلف تاریخی مروری حواهیم داشت.

فصل ششم:اندیشه های اجتماعی درغرب تاقبل ازقرون وسطی

بحث درباره ی انسان،اجتماع انسانی  وجهان پیرامونش از جهات مختلف درطول تاریخ بشرمورد توجه اندیشمندان وصاحبنظران بسیاری بوده است

تا قبل از قرون وسطی (از حدود قرن ششم قبل از میلاد ) یونان نقش اساسی در اندیشه های اجتماعی داشت و بعد از آن رم باستان؛

 در یونان :به دلیل رشد فلسفه اندیشه های اجتماعی جنبه ی  فلسفی دارد و در رم :با مذهب مسیحیت آمیخته شده است.

ازبرجسته ترین متفکرین این عصرمی توان ازسقراط ، افلاطون وارسطو نام برد.

افلاطون :(به مدت ده سال شاگرد سقراط بود).وی به مسائل اجتماعی توجه داشت ودرآثارش به موضوعاتی چون: طبقات اجتماعی ، مالکیت ، اثر شرایط جغرافیایی بر زندگی اجتماعی ، سیاست ، اخلاق و تقسیم کار پرداخته است؛

نظام اجتماعی مورد توصیه او جامعه ای است به نام مدینه فاضله كه درآن ویژگی های یك شهر(نظام اجتماعی) ایده آل را توصیف می كند.

افلاطون ازجمله پایه گذاران طرح " اتوپیا (جامعه ی آرمانی یا مدینه ی فاضله) در اندیشه به شمار می آید.

به اعتقاد او عدالت در جامعه برقرار می شود اگر مردم به دنبال طمع نورزند و به زندگی ساده خود را عادت دهند؛ افلاطون به تبعییت از استادش یک مصلح اجتماعی است و عالیترین هدفش را اصلاح جامعه می داند

آثار افلاطون:

1_ جمهوریت :تشریح مدینه فاضله بر سه اصل (عدالت ،تربیت ووحدت)

2_ قوانین: که طبقه بندی انواع حکومت وویژگی آن ها است به قرار ذیل است:سلطنتی؛ اشرافی؛ دموکراسی؛

ارسطو :( به مدت بیست سال شاگردافلاطون بود)؛ اصول نظریات او در کتاب سیاست مندرج است؛

 او دولت را عالی ترین نمونه ی مرحله ی تحولی جامعه میداند و در این سیر تحولی اول خانواده را قرار می دهد ؛

 ارسطو جامعه را یك پدیده ی طبیعی می داندوعلت وجودی آن را رشد و توسعی اجتماعات بشری به خصوص خانواده،دهكده وشهر می داند.

وی معتقد بودباگردهم آمدن چند خانواده دهكده ایجاد می شود وچند دهكده (شهر)ودولت را تشكیل می دهد.

به اعتقاد او در صورتی که انسان در جامعه خویش قانونی نداشته باشد رفتارش در حد حیوان است؛

وی پیدایش حکومت دموکراسی را نتیجه مستقیم انقلاب طبقات فقیر برعلیه اشراف می دانست؛

 بهترین حكومت از نظر ارسطو حکومتی است كه ترکیبی از اشراف و مردم عامه را در بر بگیرد و بر  اساس قانون اساسی به اجرا درآید.

 

فصل هفتم: اندیشه های اجتماعی در غرب در قرون وسطی

قرون وسطی به دوره ای ازتاریخ اروپا( بین عصر جدید و قدیم) گویند ؛ که آغازش مقارن با سقوط امپراطوری رم است؛ و چند قرن اول این دوره (قرون  تاریک) نامیده شده است .

درا ین دوره ی طولانی ازتاریخ اروپا،  به علوم بسیار کم توجه شد و بحث درباره ی علم و فلسفه فقط در کلیسا ها رواج داشت .همچنین این تعلیمات نیز محدود به تعالیم بزرگان دین مسیحیت بود که ان را اصطلاحا  اسکو لاستیک یا مکتب اهل مدرسه نامیده اند؛

ازخصوصیات  این دوره: فشار اجتماعی،عدم تحول اجتماعی،فقر و محرومیت است و شرایط اقتصادی واجتماعی توده ی مردم اروپا دراین دوره  بسیارنامطلوب؛ بوده است.

یكی از مشهورترین اندیشمندان اجتماعی دراین دوره ،سنت آگوستن، اسقف و ادیب رومی بود .

به نظر وی دولت بازوی زمینی کلیساست و تا زمانی باید از دولت اطاعت شود که دستوراتش مخالف مذهب نباشد، در غیر این صورت سر پیچی از اطاعت از دولت امری واجب تلقی می شود.

مقارن باهمین دوره ، در شرق ودرسرزمین های اسلامی علوم گسترش قابل توجهی داشته كه تأثیر فراوانی در پیدایی رنسانس ایجاد كرده است.

فصل هشتم: اندیشه های اجتماعی در غرب از رنسانس تا آخر قرن هجدهم

" رسانس " به معنی تولد درباره است. در این دوره علم، تكنیك،‌ سیاست، فلسفه و هنر و ادبیات، قوانین و آداب و رسوم متحول شد.

ازمهمترین عوامل تحول بنیادی كه منجر به رنسانس در اروپا گردید عبارتند از:

  • بوجود‌ آمدن اصلاحات دینی بخصوص با تلاشهای كالون ولوتر؛
  • فتح قطنطنیه (روم) به دست عثمانی­ها (نوعی ارتباط شرق با غرب)؛
  • صنعت كاغذسازی و چاپ و نشركتاب؛ كشف قاره آمریكا و راه دریایی هند؛
  • نفوذ تمدن اسلام در اروپا.

مقایسه­ای بین قرون وسطی و دروه رنسانس

         در قرون وسطی علم در محدوده عقاید كلیسا بود

     اعتقاد بر این بود كه آنچه نیاز به یافتن بود قبلاً به دست آمده و نسل امروزی باید علوم گذشته را فقط از بركند ـ حقیقت مطلق عقاید كلیسا بود و هر كه با آنها مخالف بود تكثیر می­شد

         با رنسانس،‌ راه استدلال و شناخت (روش­شناسی) دگرگون شد.

آشنایی با نظرات برخی از صاحبنظران این دوره:برای آشنایی بیشتر با اندیشه های اجتماعی دراین دوره با اندیشه های چند تن از آنان آشنا می شویم

 ماكیاول:  در نظرات ماكیاول اصلاح طلبی با جنبه­های فلسفی واجتماعی در هم آمیخته است. او با وحدت ایتالیا و دولتی قدرتمند و روزمدار موافق بود ضمناً با عقاید مسیحیت بعلت بی­اعتنایی به دنیا و فردگرایی و اجتماعی­گریزی فرد، مخالف بود.

بنظروی خشونت دولت لازمة حفظ نظم عمومی در جامعه بود و زمامدار مساوی بود با خود قانون ولی خودش مجبور به رعایت قانون نبود.

اصول نظریات ماكیاول براساس بدبینی، زورگویی، سوءنیت، خشونت تظاهر به دینداری بدون عمل به دین و تبلیغات سیاسی مردم فریب و مبتنی بر حیله و تزویر است كه عامل اجرای همه این اموردولت است.ماكیاول به خوب و بدهای اخلاق نمی­اندیشد برای او همه چیز وسیله­ای برای حفظ قدرت دولت است به خاطر همین به حكومت استبدادی مبتنی بر زور و قدرت و نیرنگ «ماكیاولیسم» یا استبداد جدید می­گویند.

توماس هابز: از متفكرین اجتماعی مشهور اروپاست.هابز در كتابهای اهل شهر و لویاتان اصول افكار خویش را درباره حاكمیت و تشكیل حكومتها و پیمان اجتماعی و روابط انسانها بیان كرده است.

ازنظروی طبع انسان به ­طورغریزی سركش و درنده خو و گرگ است‌  ازنظروی انسان ذاتاً شر است.

وی دركتاب " لویاتان " دولت را تشبیه به لویاتان(یعنی موجود عجیب الخلحه) نمود و آن را محصول قرار داد اجتماع بشری دانست .به نظر وی اگر افراد طالب آرامش و رفاه هستند لازم است كه گفته­های لویاتان را بی­قید و شرط بپذیرند.

از نظر هابز اراده حاكم به منزله قانون است و اساساً‌ نمی­توان عملی را كه حاكم انجام می دهد برخلاف قانون دانست زیرا قانونگذار خود اوست ازنظر اوهمه باید ازقانون اطاعت كنند و این اطاعت كامل از آن جهت واجب است كه افراد می­خواهند در آسایش و صلح كامل زیست كنند و این پدیده تنها با قدرت حاكم تأمین می­شود.وی معتقد به وحدت حاكمیت -همه ی اركان حكومت در دست یك نفر ـ می باشد.

فرانسیس بیكن: از كسانی بود كه مشاهده و شناخت را روش­شناخت علمی معرفی كرد او برهان قیاس را رد كرده و اصل استقرا و بررسی جزئیات و رسیدن به كلیات را قبول كرد. او می­گفت پذیرش یك اصل توسط مردم ابتدا براساس سلیقه شخصی و سپس براساس تجربه است و اگر با گرایشهای مردم موافق و همسو باشد،‌ مردم به آن دلبسته می­شوند.

جان لاك: از فیلسوفان اجتماعی قرن 17 از كسانی بود كه افكار اجتماعی خود را بیشتر در زمینة امور سیاسی مطرح كرد. اصول عقاید خود را در زمینه روابط بشری، حق مالكیت، قانون و قوای حكومتی بیان داشت.   

شباهت افكار هابز و لاك در پیدایش حكومت را بر اساس قرارداد اجتماعی وضرورت وجود قانون درزندگی اجتماعی است.

اختلاف آنها: هابز انسان را در حال طبیعی برای انسان دیگر گرگ  می‌داند اما لاك بر خلاف او معتقد است كه انسان به كمك اندیشه خویش قادر به همزیستی مسالمت‌آمیز با دیگران است.از نظریات معروف لاك تفكیك قوا است         

فیزیوکراتها: کسانی هستند که اعتقاد به تسلط طبیعت بر همه امور دانستند صاحبنظران این تفكر معتقد به شناسائی قوانین حاکم بر طبیعت و اثر آن در رفاه بشر بودند.

به نظر آنان مالکیت یکی از اصول ثابت است و از نوعی اصالت برخوردار است فیزیوکراتها معتقد بودند که در اجتماعات بشری نوعی تعادل حاکم است که مبدا نظام طبیعی و الهی برقرار در جامعه می باشد.

شارل منتسکیو: که او را بزرگترین متفکر قرن 18 اروپا می دانند او مفاهیم قانون و علیت را در اندیشه ای اجتماعی مطرح کرد به نظر او سازمان های اجتماعی براساس روابط تقریبا ثابت میان طبیعت انسان و محیط قرار داد.

 دوکتاب مهم او نامه های ایرانی و روح القوانین است.

روح القوانین درباره ی مسائلی چون انواع حکومت ها ،عوامل موثر در وضع قوانین ،اصل تفکیک قوا و تئوریهای عمومی تاریخی – قانونی می باشد.

توجه خاص او به مفهوم قانون که آن را پدیده ای ناشی از حیات جمعی می داند و عقیده دارد که چون بشر باید با سایر همنوعان خود در جامعه زندگی کند، ناگزیر باید به وسیله قانون روابط افراد با یکدیگر مشخص شود.

 منتسکیو در جامعه به وجود سه اصل دین- اخلاق و سیاست معتقد است.

ولتر: معتقد به تفکیک خصوصیات مربوط به طبیعت انسانی از امور پدیدهای اجتماعی یعنی آداب و رسوم و معتقدات است او اعتقاد داشت که طبیعت یکسان آدمی در اجتماعات مختلف شرایط گوناگون بوجود می آورد.

ژان ژاک روسو: از فیلسوفان مشهور در قرن 18 در زمینه مسائل مختلف اجتماعی، سیاسی و تربیتی است ازنظروی سرنوشت و اصل انسان را پاک و عاری ازهرگونه عارضه است. به اعتقاد وی به منظور متشکل شدن سازمان حکومتی و امور سیاسی اعضاء جامعه با یک دیگر قرارداد جمعی منعقد کرده و حاکمه را مسلط بر جامعه کردند. در این شرایط افراد در مقابل جامعه مساوی هستند و تابع قوانین جاری که خود وضع کرده اند می باشند چون اراده حاکم ناشی از اراده افراد بوجود آورنده آن است، در حقیقت افراد از خود اطاعت می کنند. از طرف دیگر قانون ساخت دست هیئت حاکمه، یعنی خود مردم است بنابراین همه باید از آن اطاعت کنند. او برخلاف ولتر در همه موارد عمل را به فکر ترجیح می دهد زمانی عدالت بوجود می آید که افراد درشرایط برابر قرارگیرند.

ازنظر وی جكومت وقتی حقیقی ومشروع است كه :

  • ناشی ازاراده عمومی یعنی منتخب باشد
  • افراد بتواننداجتماعاتی تشكیل دهند ودرباره امورسیاسی بحث وگفت وگو كنند ودرفعالیتهای سیاسی مشاركت داشته باشند.

 

فصل نهم: اندیشه های اجتماعی و جامعه شناسی درقرن نوزدهم     ........................

فصل دهم: جامعه شناسی درقرن بستمم      .............................

فصل یازدهم: مكاتب جامعه شناسی در قرن بیستم      

درشكل گیری دیدگاه های جامعه شناسی اضول وعقاید برخی از مكاتب نقش موثری داشته اند كه برخی ازآن ها عبارتند از:

مكتب روانشناسی: به اعتقاد پیروان این مكتب رفتارهای اجتماعی بر مبنای ویژگی های روانی افراد درجامعه می باشد طرفداران این مگتب در جامعه شناسی، امور اجتماعی را با استناد به محرك های افراد بررسی كرده واین محرك ها را تعیین كننده رفتار و روابط اجتماعی می دانند.

مكتب حغرافیایی: در این مكتب عوامل حغرافیایی وؤثردر واقعات حیات اجتماعی  می دانند ودر بررسی پدیده های اجتماعی به رابطه ی انسان با محیط نیز توجه دارند

مكتب فونكسیونالیسم(كاركرد گرایی): این مكتب درصدد یافتن قوانینی است كه به تواند روابط ثابتی را كه میان پدیده ها ورفتارهای اجتماعی وشرایط اجتماعی  برقرا است را مشخص نماید .

پیروان این مكتب معتقدند هر نظام اجتماعی درحكم پیكر واحدی است ، درجهت معینی اجزای یك نظام اجتماعی بایك دیگر انسجام یافته اند وهر جزئی از نظام در جهت تحقق اهداف كا نظام دارای كاركرد می باشد وبین اجزای نظام رابطه ووابستگی متقابل برقرار است. دوركیم را می توان از جمله ی پایه گذاران این نامید.

مكتب اصالت ساخت: كلمه ی ساخت عبارتست از ، نحوه ی تركیب یا پیوند اجزای یك مجموعه یا یك نظام اجتماعی در یك ساخت ، هر قسمت یا هر یك از اجزاء وعنصر در رابطه با عناصر یا مجموعه های دیگر است  وبر یك دیگر تأثیر متقابل می گذارند لذا هر تغییری در یكی از اجزاء وعناصر بر سایر اجزای ساخت نیز تغییر ایجاد می كند

از تركیب دومكتی  ساخت گرایی و كاركردگرایی مكتب  "ساختی كاركردی "  حاصل گردید كه پارسنز را می توان از پیروان آن نام برد.

 

فصل دوازدهم: اندیشه های اجتماعی و جامعه شناسی درایران   

ازتحولات قابل ملاحظه ای كه دردوران مقارن قرون وسطای اروپا درخاورمیانه  پیداشد وبعدها به بسیاری از نقاط عالم كشیده شد دین اسلام است

دین اسلام اسلام مروج فعالیت ها وخدمات اجتماعی ،رعایت حقوق متقابل افراد درحامعه ی اسلامی ، همكاری وتعاون در امور احتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ومشاركت در تعیین سرنوشت و... می باشدكه در قالب اصول و فروع دین وتعالیم پیامبر اعظم (ض) وائمه معضومین صلواۀ الله علیهم اجمعین ارائه شده ودستورات متعدی تحت عنوان امر بمعروف و نهی از منكر ، وقف ، خمس،زكوۀ مؤید آن است گذشته از این اصول رهبران اسلام باروش خاص خویش در تغییر افكار وایجاد تحلات اجتماعی وبوجود آوردن یك تمدن خاص نقش اساسی داشته است.

درحالی كه در اروپای قرون وسطی علوم رشد چندانی نداشت علمای اسلامی به نقاط مختلف رفته ودانش های گوناگونی را فرا می گرفتند كه بعد ها حتی زمینه های رنسانس را در اروپا فراهم كرد

ازجمله دانشمندان این دوره می توان از فارابی وابن خلدون یاد كرد.

 

فارابی : معتقد بود بشر نیازمند دارا بودن یك جامعه ی ایده آل وكامل می باشد وی عقاید خود را درطرح مدینه فاضله ی خود ویژگی های رهبری این جامعه ی آرمانی در رهبری لایق كه دارای خصوصیات انسان كامل است  می دانست .

او معتقد بود انسان برای دستیابی به پیشرفت  وكمال  نیازمند زندگی اجتماعی است

از نظر او در این جامعه ی آرمانی كه كامل ترین شكل جامعه است افراد در امور مختلف باهم تعاون وهمكاری دارند واز این طریق است كه به سعادت می رسندوی علاوه برمباخث اجتماعی در سایر خوزه های معرفت بشری نیز صاجبنظر بوده است.

 

ابن خلدون :در كتاب خود تحت عنوان  " العبر" ( وباعنوام مقدمه ی ابن خلدون به چند زبان ازجمله فارسی ترجمه شده است.)

در این كتاب وی پیرامون مسائل تاریخی،اجتماعی،جغرافیایی اقوام مختلف سخن كفته است.

این كتاب یكی از كتاب های ارزشمند در زمینه ی مطالعات اجتماعی است وكمتر مسئله ای بوده كه مورد توجه ابن خلدون قرار نگرفته باشد.از جمله:

  • انواع اجتماعت مثل كوچ نشینی ، روستانشینی و شهرنشینی؛
  • مطالعاتی پیرامون علل ترقی وانحطاط دولت ها؛
  • كیفیت پیدایش ونشر علوم ، ادبیات ،هنر وزبان؛
  • نظام عواید عمومی،اخذ مالیات،نحوه ی وصول وكیفیت خرج آن؛
  • مشاغل حرف وتفاوت های موجود بین آن ها؛
  • وخلاصه تمام عوامل وتغییراتی كه مؤثر دراخلاق ورفتار اجتماعی است

مباحث این كتاب بانوعی جامعه شناسی همخوانی دارد .

علاوه بر افراد یادشده دانشمندان بسیاری در زمینه های مختلف اجتماعی اثراتی به جا گذاشته اند ازجمله بوعلی سینا ، ابوریحان بیرونی ، خواجه نظام الملك وغیره.

جامعه شناسی درایران ابتدا توسط یك جامعه شناس آلمانی در دانشسرایعالی(دانشگاه تهران فعلی) تأسیس شد سپس توسط دكتر اسدالله بیژن ودكتر غلامحسین صدیقی كسترش یافت . امروزه دربسیاری از دانشكده های علوم انسانی گرایش های مختلف این رشته را جتی تاسطوح عالی ارائه میدهند.

 






طبقه بندی: مطالب درسی,تخصصی،  دانشجویی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 مرداد 1392 توسط سعادتمند

انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مرکز استان قم : طراحی مدیرسایت

انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مرکز استان قم