تبلیغات
انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مرکز قم - جامعه شناسی اجتماعی کارل مانهایم
صفحه اول آرشیو مطالب پست الكترونیك تماس با ما "
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات التماس دعا...خدایا شکر به درگاه پر از مهربونیت

انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مرکز قم
 

مانهایم برخلاف مارکس، عامل تعیین کننده فکر را اقتصاد و حتی مشخص تر طبقه ندید بلکه مجموعه عوامل زیستی را دخیل دانست. از نظر او، مسائلی که پیش روی ذهن قرار می گیرند و راه حل هایی که به ذهن می رسند، به صورت اجتماعی ساخته شده اند؛ بدین ترتیب همه افکار و عقاید و ایده ها (حتی، حقایق)، “دیدگاهی” یا “پرسپکتیوی” اند و ناشی از یک وضعیت تاریخی و وابسته به یک محل و موقعیت در ساختار اجتماعی و فرآیند تاریخی
    از آنجا که نظریات شلر از سویی بیشتر جنبه فلسفی داشت و دشوار فهم تر بود و از سوی دیگر، به زبان آلمانی منتشر می شد، نتوانست در کشورهای آنگلوساکسون بخت مناسبی برای رشد و توسعه پیدا کند. در طرف مقابل، افکار مانهایم که بیشتر جنبه اجتماعی و چپ داشت و به زبان انگلیسی هم منتشر می شد، توانست در کشورهای انگلیسی زبان نفوذ بیشتری پیدا کند و در این کشورها، جامعه شناسی معرفت، بیشتر از همه با نام مانهایم شناخته می شود. اگرچه مانهایم واضع اصطلاح جامعه شناسی معرفت نبود، شاید بیش از هر فرد دیگری تلاش کرد، تا این رشته را به دانش طلبان معرفی کند؛ لذا اکثرا او را بنیانگذار این رشته قلمداد می کنند. او جامعه شناسی معرفت را علمی تعریف می کند که رابطه میان معرفت و هستی را مورد بررسی قرار می دهد. این شاخه از دانش، به عنوان یک پژوهش تاریخی - جامعه شناسانه، در پی یافتن قالب هایی است که این رابطه در سیر عقلانی بشر به خود گرفته است.
 مانهایم، از شلر تندتر گام بر می دارد و برای خرد و شناخت ما کارکردی بیشتر اجتماعی قائل می شود و از این رو نظریه مشارکت شلر را به یک سو می نهد و از عامل های واقعی اجتماعی فکر سخن می راند. به عنوان مثال، او می کوشد تا در بررسی خود راجع به طرز تفکر محافظه کارانه و در جهت اثبات مفروضات و شرایط اجتماعی پیدایش این گونه سبک فکر، نه تنها به نشان دادن میزان تاثیر وضع و مناسبات زندگانی یک فرد محافظه کار بر روی زبان (کلمات، جملات و اصطلاحات) او بپردازد بلکه حتی مقولات فکری و نظام اندیشه ای محافظه کارانه را معلول وضع اجتماعی - تاریخی آن می داند.
    با این وجود، مانهایم تحت تاثیر دیلتای و در تفارق با مارکس، بین شناخت و جامعه رابطه ای بیانگر و معرف معتقد است، حال آنکه مارکس، این رابطه را از نوع رابطه علی و معلولی می شمارد. از نظر مانهایم، نگاهی به روابط بین یک گروه و گروه دیگر نشان می دهد که مهمترین مشخصه آنها این است که پیوسته در حال تضاد و تعارض با یکدیگرند. هر گروهی برای کسب سلطه مبارزه می کند و همین امر بر نوع عقاید و اندیشه هایی که این گروه ترویج می کند، تاثیر می گذارد. از نظر مانهایم، رقابت بین گروه ها به خلق آرمان هایی می انجامد که از موقعیت حاضر هر گروه فراتر می روند و از دایره اعتقادات بسته آنها خارج می شوند. این اندیشه ها بر دو گونه اند. از یک سو ایدئولوژی ها قرار دارند و گونه دوم نیز اتوپیاست. هر اتوپیا مجموعه ای از اندیشه ها و عقایدی است که چشم اندازی بدیل برای آینده مطلوب جامعه به دست می دهد و هرگروه اجتماعی در پی تحقق بخشیدن به آن است. به عبارت دیگر اتوپیا، نوع خاصی از تفکر آرزومندانه است. اما در طرف مقابل ایدئولوژی ها، با واقعیت اجتماعی همگام نیستند زیرا شامل اندیشه های از مد افتاده ای هستند که از آنها حمایت می شود تا مانعی در برابر تغییراتی که عملادر جامعه روی می دهند، ایجاد کنند.هنگامی می توان یک ذهنیت را اتوپیایی قلمداد کرد که با شرایط و موقعیت واقعی که پیرامون آن اندیشه وجود دارد، منطبق نباشد و این عدم انطباق، از آنجا آشکار می شود که موضوعات مطرح شده در آن اندیشه، در زمینه اجتماعی موجود، وجود ندارد. اندیشیدن، همواره بر بنیاد آرزو در امور انسانی خودنمایی کرده است. مانهایم به چنین اندیشه هایی، اتوپیا می گوید. گاهی ایدئولوژی با اتوپیا خلط می شود؛ چرا که هر دوره از تاریخ، حاوی عقایدی فراتر از نظام موجود بوده که نقش عقاید اتوپیایی را برعهده نداشته است. تفاوت اندیشه های اتوپیایی با اندیشه های ایدئولوژیکی آن است که اندیشه های اتوپیایی برخلاف اندیشه های ایدئولوژیکی درصدد تغییر و انقلابند. (با کمی تسامح میتوانیم بگوییم این اتوپیا در اندیشه مارکس و لوکاچ تحت عنوان آگاهی طبقاتی عنوان شده است) از طرفی، همیشه گروه مسلط که در همنوایی کامل با نظام موجود است، تعیین کننده آن چیزی است که اتوپیایی تلقی می شود در حالی که گروه رو به اوج که با چیزهای موجود سر ستیز دارد، گروهی است که آنچه را ایدئولوژیکی نامیده می شود، تعیین می کند.میان اصطلاح ایدئولوژی و اصطلاحی که بیکن اشاره به سرچشمه های خطا به کار برده است، پیوندی وجود دارد. ایدئولوژی، به سپهری از خطاهای طبیعتا روانشناسانه اشاره می کند که برخلاف فریبکاری عمدی، از روی قصد و نیت صورت نمی گیرد، بلکه به نحوی اجتناب ناپذیر، بر اثر برخی عوامل تعیین کننده علی به طور ناآگاهانه و نسنجیده سر می زند. مطابق این تفسیر، تئوری بت های بیکن را باید تا اندازه ای، پیش زاد مفهوم جدید ایدئولوژی دانست. بت ها عبارتند از پندارها یا پیش دریابی ها که چنانکه می دانیم، انواعی دارند: طایفه ای، شخصی، بازاری و نمایشی. همه این بت ها سرچشمه های خطایند که گاه از خود طبیعت بشر بر می آیند و گاه ناشی از افرادند. همچنین می توان آنها را به جامعه و یا به سنت نسبت داد. بسیار محتمل است که تجربه روزافزون انسان از امور سیاسی، او را نخست، از عنصر ایدئولوژیکی در اندیشیدنش آگاه ساخته و نسبت به آن دیدی انتقادی به او بخشیده باشد.
    مانهایم در این مسئله که چه چیزی در وهله اول، گروه های اجتماعی را وادار به کشمکش می کند، خیلی روشن سخن نمی گوید، او گاهی اوقات به ذکر عوامل اقتصادی خاصی چون پیدایش سرمایه داری می پردازد و در دیگر موارد، اشاره های مبهمی به نیازهای برآورده نشده و تحقق نیافته زمانه می کند و حتی در پاره ای موارد این تعارض را محصول برانگیختگی نیروهای عاطفی ریشه داری توصیف می کند که جامعه به نحوی سرکوبشان کرده است. این ابهامات در نوشته های مانهایم هیچ گاه برطرف نمی شوند.
    او برخلاف مارکس، عامل تعیین کننده فکر را اقتصاد و حتی مشخص تر طبقه ندید بلکه مجموعه عوامل زیستی را دخیل دانست. از نظر او، مسائلی که پیش روی ذهن قرار می گیرند و راه حل هایی که به ذهن می رسند، به صورت اجتماعی ساخته شده اند؛ بدین ترتیب همه افکار و عقاید و ایده ها (حتی، حقایق)، “دیدگاهی” یا “پرسپکتیوی” اند و ناشی از یک وضعیت تاریخی و وابسته به یک محل و موقعیت در ساختار اجتماعی و فرآیند تاریخی. حاصل چنین دیدگاهی طبیعتا بروز یک نسبیت گرایی عام می شود. این درحالی بود که مارکسیست ها می اندیشیدند که تفکرات غالب، نتیجه طبقه غالب هستند، با این حال، نظام فکری مارکس را صحیح و مصون از تاثیرات اجتماعی می دانستند. در مقابل، مانهایم این احتمال را می داد که همه نظریات، حتی “صادق ” ها هم مرتبط با - و در نتیجه متاثر از - شرایط اجتماعی و تاریخی آنهاست. دین حقیقت که هم متعلق به گروهی از جامعه است و اینکه او جای خاصی را در گروه دارد و نقش خاصی را ایفا می کند - منظر عقلی او را شکل می دهد. بدین ترتیب او به یک نسبیت جهانی قائل بود. از نظر او، در زمان های خاصی، گروه خاصی، به فهم بهتری از یک پدیده اجتماعی دیگر نسبت به دیگر گروه ها برخوردار است ولی هیچ گروهی دسترسی کاملی به آن ندارد. همین نسبیت جهانی، انتقادات بسیاری را برای تفکرات مانهایم به همراه داشت. این انتقادها می گفتند که همین مفهوم نسبیت، خود - متناقض است، چرا که باید مطلق بودن خود را مفروض گیرد. اگر فرض بر آن است که همه اندیشه ها از شرایط خارجی تاثیر می پذیرند و نسبی هستند، بنابراین تفکر خود مانهایم نمی تواند ادعای استثنا کند.
    خود مانهایم - مخصوصا در آثار اولیه اش - این انتقادات را می پذیرفت ولی علوم دقیق را در مقابل علوم فرهنگی قرار می داد و برخلاف علوم فرهنگی، برای علوم دقیق در برابر شرایط اجتماعی مصونیت قائل می شد. چنانکه معلوم است، مانهایم در قبال پرسش های مطرح شده، پاسخ قابل قبولی مطرح نکرده است و سرانجام معلوم نیست که قصد او از معرفت های تاثیرپذیر از عوامل اجتماعی و معرفت های تاثیرناپذیر، کدام معارف اند. این ناکامی مانهایم در تفکیک عملی انواع گوناگون معرفت که او بر وابستگی وجودی شان تاکید دارد، بسیار چشمگیر است. مانهایم در مقابل شلر، الگوی اندیشه ها و ارزش ها را نیز متاثر از اجتماع می داند. به اعتقاد او، رقابت و گزینش است که تعیین می کند کدام نوع انسان، چه استانداردی و چه الگوی اندیشه ای بر یک جامعه معین، مسلط خواهد شد. او خاطر نشان می کند که در پرتو یک تحلیل عینی، سخن گفتن از ارزش ها به عنوان اموری غیروابسته به گروهی که این ارزش ها برای آن معتبرند، بی معنا خواهد بود. به عقیده مانهایم، ناچاریم بپذیریم که ارزش ها به لحاظ اجتماعی خلق شده اند.



طبقه بندی: مطالب درسی,تخصصی،  دانشجویی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مهر 1391 توسط سعادتمند

انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مرکز استان قم : طراحی مدیرسایت

انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور مرکز استان قم